تبليغاتX
دختر خانوم

dokhtarkhanom

یه دختر ایرونی

dokhtarkhanom

http://dokhtarkhanom.blogfa.com

دختر خانوم

دختر خانوم

دختر خانوم

سلام!سلام خوبین خوشین سلامتین؟در مورد خودم که شادی هستم .پیش با طعم ریاضی و شونزدهمین روز شهریور 71 محکوم شدم به زمینی بودن و زمینی موندن و زمینی مردن ...
همین!!!!!! برو بچس فارسی زبون به وبلاگه یه دختر ایرونی خوش اومدین

دختر خانوم

شب یلداتون مبارک
منم مانند هر ايراني اين شب فرخنده رو به شما تبريك ميگم.   راستي افسانه اين شب رو ميدونييد؟؟؟؟

سالها پيش  در ايران باستان   سياهي دنيا رو فرا ميگيره . اهريمن تاريكي به قدري قدرتمند ميشه كه شايه سياه اون زمين رو ميپوشونه . مردم ايران اعتقاد داشتن كه هركسي تو اين تاريكي بخوابه  اهريمن وجود اون رو تسخير ميكنه . پس بايد بيدار ميموندن . دور هم جمع ميشدن و داستان تعريف ميكردن . ميگفتن و ميخنديدن . ميرقصيدن  فقط به خواطر اينكه خوابشون نگيره  اما ...

درست در زماني كه دلها به سوي نا اميدي ميرفت . ناگهان اسمان شكافته ميشه و اله ميترا متولد ميشه . نور اون عالم گير ميشه و تاريكي و بدي رو از بين ميبره .

از اون زمان بلند ترين شب سال به نوعي تسلط تاريكي بر زمين رو ياداوري ميكنه و ايراني ها اين شب رو تا زمان تولد نمادين اله ميترا (خورشيد) بيدار ميموندن و شادي ميكردن .

و امروزه هم .....

من از تمام كساني كه به داستان هاي باستاني ايراني علاقمند اند معضرت ميخوام . هرچي باشه اين داستان دهن به دهن گشته تا به من رسيده و احتمالا از تحريف  مصون نبوده .

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 9:50 PM توسط یه دختر ایرونی |
درصد فضولی

۱ - در حال عبور از جلوي منزل يكي از همسايگان كه معمولاً صدايي از خانه آنها شنيده نمي شود، متوجه مشاجره پدر و مادر با يكي از بچه ها مي شويد. به نظر شما اين موضوع آنقدر جالب هست كه بايستيد و به دعواي آنها گوش دهيد؟


۲ - وقت صحبت تلفني با يكي از دوستانتان، مجبوريد براي چند دقيقه پشت خط بمانيد تا او به تماس تلفني ديگري پاسخ دهد. زماني كه دوستتان برمي گردد، از او مي پرسيد چه كسي تماس گرفته بود؟

۳ - پست اشتباهاً نامه همسايه تان را به منزل شما مي آورد كه عنوان خصوصي دارد، ولي درب پاكت قبلاً باز شده است. آيا نامه را مي خوانيد؟

۴ - يكي از افراد حاضر در يك جمع دوستانه به آهستگي مشغول صحبت با تلفن همراهش است. آيا گوشتان را تيز مي كنيد تا ببينيد جريان از چه قرار است؟

۵ - آيا تا به حال درون كيف كسي را از روي كنجكاوي گشته ايد؟

۶ - دوستانتان به يك مهماني دعوت شده اند كه شما در ليست مهمانان نبوده ايد، آيا صبح روز بعد از مهماني با آنها تماس مي گيريد تا درباره آنچه در مهماني اتفاق افتاده سؤال كنيد؟

۷ - اگر متوجه روحيه افسرده يكي از دوستان و يا همكارانتان شويد، چه مي كنيد؟


۸  - فردي كه در وسيله نقليه عمومي كنار شما نشسته، مشغول ديدن تعدادي عكس است. آيا كنجكاوي باعث مي شود زيرچشمي به عكس هاي او نگاه كنيد؟

۹ - بطور اتفاقي كلمه رمز دسترسي به صندوق پست الكترونيكي يكي از دوستانتان را پيدا مي كنيد. آيا نگاهي به اي ميل هاي او مي اندازيد؟

۱۰ - در خيابان راه مي رويد كه مي بينيد دونفر شروع به دعوا مي كنند. آيا مي ايستيد تا ببينيد موضوع چيست؟

درصد فضولي:

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 11:14 PM توسط یه دختر ایرونی |
قانون...
اين قانون برگ است كه بيافتد
اين قانون باد است كه به سقوط برگ معنا بدهد
قانون ماه عشوه آمدن براي درياست
و قانون دريا برخاستن از خاك براي معشوق
قانون انسان زندگي است
و قانون زندگي مرگ است
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 10:30 PM توسط یه دختر ایرونی |
عید قربان مبارک!!

 

انشالله که همه روزهای شما سرشار از شادی و موفقیت باد!

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 10:49 AM توسط یه دختر ایرونی |
من سردمه
هوا دارد روز به روز سردتر مي شود

هرازگاهي باد اولين دانه هاي برف سال را مي آورد

 امسال نيز سر دراز كشيدن و نشستن دور و اطراف بخاري دعواست.

خوشحالم كه روال دنيا ، حداقل در اين مورد  تغيير نيافته است

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 10:37 PM توسط یه دختر ایرونی |
جنبش مدرسه ما!!!

                                            به نام اوکه ....

 

 

 

 

     همه چیز از انجا شروع شد که خبری تاسف انگیز  به اطلاع ما دانش اموزان رسید .

     و ان چیزی نبود جز رفتن اقای (دبير فيزيك و امدن  خانم ايكس

 در پی این خبر  واکنشی شدید از سوی دانش اموزان در صبح روز چهار شنبه مورخ 8/8/87 رخ داد.

     در ابتدا ما دانش اموزان کلاس .... دیگران را به شورش       دعوت کردیم  .ناگفته نماند که  خودمان نیز کیف وکتابی به همراه

نیاورده بودیم .

     هدف ما چیزی نبود جز نشان دادن خشم و قدرت خود .

     ساعت 6:45 برای حضور درمراسم صبحگاهی به محوطه داخل حیاط رفتیم .

         بعد ازاتمام مراسم شورش ما شروع شد بد ین ترتیب که 

خانم ناظم طبق معمول از ما خواست که به سمت کلاس ها تشریف فرماشویم جهت میل دروس .

         از قضا که این درخواست در مغایرت با توطئه ما بود.

   بنا براین ما دانش آموزان فرهیخته و مقتدر فریاد :(.... نباشه می خوا یم فیزیک نباشه)را بطور کوبنده بر زبان جاری ساختیم   ودرهمان حال به سمت عقب هجوم می بردیم ضمن اینکه خانم  مدير از راه رسید و تا فهمید که چه اتفاقی رخ داده است 

میکروفن در دست گرفت وبه تهدید ما پرداخت و این تهدید چیزی نبود جز کم شدن 5 نمره ی انضباطی که بی شک برای عده ای مهم بود .

و لی با این وجود ما بچه ها باز هم بر خوا سته ی خود ثابت قدم بودیم و به هیچ وجه شانه خالی نکردیم

    و خانم ناظم با دفتر انضباطی به سمت ما امد .وپی در پی با طرز بیانی خوا هشمندانه خواهان رفتن ما به کلاس بود چه بسا که  حرف های او در ما کمترین تاثیری نداشت و او ناچار به تهدید شد و بعد از اوخانم  دبير پرورشي حضور به هم رسانید و با قول دادن پی گیری ماجرا ما را ارام کرد و به کلاس فرستاد 0

    این ماجرا ترسی در دل بزرگان انداخت و انها مجبور به اجرای خواسته ی ما شدند خلاصه 0000

 در روز شنبه مورخ 11/8/87 این خبر خوشحال کننده به سمع همه ی بچه ها رسید شادی وصف ناپذیری در ما به وجود اورد

روز بعد اقای دبير فيزيك با امدن به کلاس ما صحت این خبر تایید کرد وتشکری فراوا ن ازمابه جا آوردواین پایان جنبش مدرسه ما بود.

+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 10:34 PM توسط یه دختر ایرونی |
می اند دوستان!!!!
سلام خوبین خوشین سلامتین؟

یادتونه گفتم ما چند تا دوست سر خوشیم؟؟؟؟؟

شایدم نگفتم!

خوب حالا که گفتم

اینم یه نمونه از سرخوشیمون اولین نفر سمت چپ منماا

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 8:9 PM توسط یه دختر ایرونی |
هدیه
دختری در یک خانواده فقیر ...هرچه پول داشت را خرج یک جعبه و یک کاغذ کادو کرد و آنرا به پدرش هدیه کرد ... پدر جعبه را باز کرد ..خالی بود...با عصبانیت بر دخترش فریاد زد :مگه تو نمیدونی وقتی به کسی کادو میدن باید یه چیزی توش باشه؟..... دختر با چشمانی اشکبار گفت : ولی پدر من برای تو در این کادو هزاران بوسه گذاشته ام ......... و این دفعه پدر بود که اشک می ریخت.

                                                     

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 3:3 PM توسط یه دختر ایرونی |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا